
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ما هم شما را لینک نمائیم
آبان 1388
مهر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
.:: تابلوي اعلانات و بنردوني ::.
- تاكنون 27 ميليون و 767 هزار و 780نفر از هفده دوره جام جهاني از نزديك ديدنكردند، كمتماشاگرترين، دوره جام جهاني،1934 در ايتاليا بود كه 395 هزار نفر از آنديدن كردند و پرتماشاگرترين جام جهاني1994 آمريكا بود كه 3 ميليون و 587 هزار و538 نفر از آن ديدن كردند.
- جوانترين داور: >خوان كاراباخال<اسپانيايي با 24 سال سن در جام جهاني 1958سوئد داوري كرد.
- پيرترين داور: جورج ريدر، داور 53 سالهانگليسي كه در جام جهاني 1950 برزيل سوتميزد.
- پرحضورترينها در جام جهاني: آنتونيوكارابافال (مكزيك)، (50، 54، 58، 62 و 66)و لوتار ماتئوس (آلمان)، (82، 86، 90، 94 و98)
- بيشترين بازي در جام جهاني: لوتار ماتئوس(آلمان) 25 بازي، پائولو مالديني (ايتاليا) 23بازي، اوهزيلر (آلمان) 21 بازي، ولاديسلاوزمودا (لهستان) 21 بازي، ديهگو آرماندو مارادونا(آرژانتين) 21 بازي
- بهترين گلزن جام جهاني: گردمولر (آلمان)14 گل (70 و 74)، ژوست فونتن (فرانسه) 13گل (58)، رونالدو (98 و 2002) و پله (58 و70) (برزيل) 12 گل و يورگن كلينزمن (آلمان)11 گل (90، 94 و 98).
- جوانترين بازيكن حاضر در جام جهاني:نورمن وايت سايد (ايرلند شمالي)، 17 سال و43 روز
- پيرترين بازيكن: روژه ميلا (كامرون)، 42سال و 39 روز
- سريعترين گل تاريخ جام جهاني: -1واجلاو ماسيك (چك) در جام جهاني 62 درثانيه >يازدهم< بازي مقابل مكزيك
2 - هاكان شوكور (تركيه) در جام جهاني2002 در ثانيه >پانزدهم< بازي مقابل كرهجنوبي
3- برايان رابسون (انگليس) در جام جهاني82 در ثانيه >بيست و هفتم< ديدار مقابل فرانسه
- پرگلترين بازيهاي مقدماتي جام جهاني:استراليا 31 - ساموآ صفر (2001)، استراليا 22 -تونگا صفر (2001)، ايران 19 - گوام صفر(2000) و ايران 17 - مالديو صفر (1997)
- پرگلترين بازيهاي نهايي جام جهاني:1954: اتريش 7 - سوييس 5، 1982:مجارستان ده - السالوادور يك، 1954:مجارستان 8 - آلمان 3، 1954: مجارستان 9 -كرهجنوبيصفر، 1974: يوگسلاوي 9 - زئيرصفر، 2002: آلمان 8 - عربستان سعودي صفر.
- بيشترين حضور مربيگري: بورا ميلوتينويچ(يوگسلاوي)، 86 مكزيك، 90 كاستاريكا، 94آمريكا، 98 نيجريه و 2002 چين، اودرپنجدوره متوالي در جام جهاني حضور يافت.
- بيشترين تعداد مربيگري: -1 هلوت شون(آلمان)، 25 بازي (1966 تا 1978) -2ماريوزاگالو (برزيل)، 20 بازي (1970 تا1998) -3 ميلوتينوويچ (يوگسلاوي)، 20 بازي(1986 تا 2002)
- اولين گل جام جهاني: لوسين لائورنت(فرانسه) در ديدار فرانسه با مكزيك (1930)
- هزارمين گل جام جهاني: رنسن برنيگ(هلند) در ديدار هلند با اسكاتلند (1978)
- جوانترين و پيرترين مربي: خوان خوزهمونتومي (آرژانتين 1930) با 27 سال سن وچزاره مالديني ايتاليايي مربيتيم ملي پاراگوئه با70 سال سن در جام جهاني 2002
- سريعترين اخراج جام جهاني: باتيستا(اروگوئه)، دقيقه يك ديدار اروگوئه با اسكاتلند
- بيشترين تعداد داوري: ژول كويينو(فرانسه)، هشت ديدار (86، 90 و 94)
- كمترين تماشاگر: روماني - پرو 1930 (3هزار نفر)
- بيشترين تماشاگر: اروگوئه - برزيل 1950(173 هزار و 850 نفر)
[+]
نوشته شده توسط دلــــــــــــه در 10:50
|
|
فرانك فرانسه سابقهاي ديرينه دارد. سالها پيش در پاريس دچار افسون آن شدم جنس دوست داشتنياي كه از بس در دست چرخيده ، صاف شده است. تكههاي كاغذ مزين به چهرههاي مشهور. اسكناس ده فرانكي مورد علاقهام بود، ولتر سر بزيرانگار از ربا خواران خجالت ميكشيد.
آپارتمان شيك استاد دانشگاه مجردي را اجاره كرده بوديم، ديوارها اطلس كوب و پردهها همه توري بود. مثل اين بود كه آدم داخل لباس زير توري زندگي كند.
شوهر جوانم هر روز در بيبليوتك بود كتابخانه ملي. من هم هر روز به گردش ميرفتم. شعبده بازها را تماشا ميكردم و به صداي ويولن زنها گوش ميدادم. در پاركها و چمنهاي كنار رودخانه آثار بالزاك. كولت و فلوبر را ميخواندم. رمانهايي درباره ي پول بود - كي دارد و كجا ميشود پنهانش كرد. يك دست لباس چقدر ميارزد و آدم چقدر ميتواند قصاب را منتظر نگه دارد.
در يك صبح ماه اوت در پارك حاشيه رودخانه حوالي پله د ولو آلما ولو بودم. زوجي ايستاده بودند، مرد كوتاه و قلنبه. زن قد بلند و توپر. مرد كت و شلوار و كراوات داشت و زن لباس كشباف سرخابي. نزديك كه آمدند متوجه شدم رنگ لباس زن عين سرخاب روي گونه اش است.
با صداي دو پوستهاي گفت: « پارله وو فرانسه »
گفتم « زبان فرانسه را خوب بلد نيستم »
«دويچ؟»
« ناين»
با شنيدن اين حرف مرد چاق تعظيم كرد و صد و هشتاد درجه چرخيد و رفت. چاقي و سرزندگياش مال خامه بود … هيكل موقر و توپر زن هم مال سوسيس و كالباس بود. به انگليسي از ته حلق حرف ميزد « اين دورو برها رستوران آلماني سراغ نداريد؟ يا مهمان خانه آلماني؟»
آرايش غليظي داشت، زير آن رنگ سرخ را حسابي چرب كرده بود. مرد به چالاكي دختري شيطان به طرف درخت بلوطي دويد و پشت خود را به آن ماليد.
گفتم: «چنين جايي نميشناسم.»
زن مثل آلمانيهاي قديم آهي كشيد. روي نيمكتي نشست و به كفشهاي گنده ترك خورده اش نگاه كرد. من هم نشستم. مرد حالا پشت سر ما بود. خلال دنداني به دهان داشت.
زن به من ميگفت. از بافاريا آمده اند. دخترشان عكاسي است كه در ماره زندگي ميكند.. واي چه جاي قشنگي است. مادر كه اين حرفها را ميزد چهره اش جان ميگرفت. پدر كه به قول مادر فقط آلماني بلد بود هم لبخند زد. انگار كه از شيريني پزي حرف ميزديم.
شب گذشته با قطار آمده بودند. دخترشان با خوشحالي به استقبال آنها آمد. اما غمگين هم بود زيرا براي انجام ماموريتي سه روزه بايد به نقطه ديگري از كشورمي رفت و نميتوانست نرود ، دلش ميخواهد نمرههاي خوبي بگيرد. ميفهميد كه مادموازل، آن روز صبح زود سوار فيات خود شد و رفت. بليت كنسرت و غذا برايشان گذاشت.
نگاهي به پدر انداختم. انگار در خيال خود ويولن ميزد. طره موي سياه به ابرويش ميريخت.
چشمهاي درشت آبي زن پر از اشك شد و داستانش سرعت گرفت.بعد از صبحانه تصميم گرفتند قدمي بزنند در را بستند صداي كليد در كه آمد. «آلورآخ» كيف دستي با كليد توي آپارتمان جا مانده بود. زن ناليد و با مشت به پيشاني زد. « همه اش تقصير خودم است. تا پنج شنبه پشت در ميمانيم.»
«سرايدار» …
«نميتواند از كجا بداند ما شياد نيستيم. دستش بسته است.»
براي اينكه بفهميم مچهاي پرمويش را به هم چسباند.
گفتم: «كل دوماژ ،چه بدبختي»،
زن گفت: «يك هتل آلماني شايد به ما اطمينان كند و و چند شب را به ما بدهد. شايد پول هم بدهند كه چند تكه لباس بخريم.»
پول چقدر حياتي است.درست همان طور كه رمان نويسان گفته اند: آدمها به خاطر آن عروسي ميكنند، آدم ميكشند ، تملق ميگويند ، ميترسانند، سوار اسب بي يراق ميشوند و به هركودني درس ميدهند، و عمرشان را هدر ميدهند.
دنبال ماين هر ، آقاي خودم ميگشتم گفتم: «من مختصري پول دارم. ميتوانم»…
ماين هر هم برگشته بود زير درخت و لبخند ميزد
زن گفت: «نه»
گفتم: «چرا»
اوه، نه
اوه، بله
ناين يا نو وي
چشمهاي زن بسته شد. ريملش شره ميكرد.
براي ختم بحث گفتم: «وي ، من هشتاد فرانك دارم».
آن موقع هشتاد فرانك پنجاه دلار بود. دروغ ميگفتم ، نود دلار داشتم.
زن چشم باز كرد و با رندي گفت: «آدرستان را بنويسيد. پول را برايتان پس ميفرستيم به محض اين كه دخترمان برگردد.»
نشاني خانه مان را با اسكناسها به آنها دادم و خودم به خانه برگشتم.
شوهرم گفت: «به نظرم حقه باز بودند.»
به او نگفتم كه نمايشي را كه نديده دو برابر هشتاد فرانك ميارزيد. طرح، داستان، شگرد هنرمندانه. آدرس گرفتن. به او نگفتم كه مرد زن بود و زن مرد. در آپارتمان خودمان از اين چيزها زياد داشتيم. لابد فردا هنرشان را به گوشه ي ديگري از شهر ميبرند. شايد هم آن زوج فردا به جلد حقيقي خود درآيند. نگفتم كه اسكناس ده فرانكي با تصوير هنرمندانه ولتر را به او ندادم. شوخي بامزهاي بود كه سرشان كلاه گذاشتم.
هنوزآن اسكناس را دارم. هر بار كه نگاهش ميكنم ياد خسيسهاي بالزاك، دزدهاي زولا، هنرمندان سخت كوش كولت ميافتم والبته فدريك مورد علاقه فلوبركه همه چيز را در گرو تاس ريختن ميگذاشت. بعد ياد دوستان كلاهبرداري ميافتم كه در رستوراني بخار گرفته منتظر نشستهاند تا ناهارشان را بياورند. دستهاي همديگر را نوازش ميكنند. لابد.
[+]
نوشته شده توسط دلــــــــــــه در 20:39
|
|
1.آرژانتین:پسو 2.استرالیا:دلار استرالیا
3.اتریش:شلینگ اتریشی 4.بلژیک:فرانک بلژیک
5.انگلستان:پوند(لیره استرلینگ) 6.لبنان:پوند لبنانی
7.لوکزامبورگ:فرانک 8.مالازیا: دلار
9.مکزیک:پسو 10.هلند:گیلدر
11.نروژ:کرون 12.پاکستان:روپیه
1+12.اوروگوئه:پسو 14.ایالت متحده آمریکا:دلار
15.اتحاد شوروی:روبل 16.یوگوسلاوی:دینار
17.شیلی:پسو 18.کاستاریکا:کولون
19.چین کمونیست:یوآن 20.برمه:روپیه(کیات)
21.کانادا:دلار 22.سیلان(سریلانکا):روپیه
23.اسرائیل:پوند اسرائیلی 24.ایتالیا:لیره ایتالیا
25.هوند وراس:دلار 26.بلغارستان:لیوا
27.کره:ون 28.پرو:سل
29.فیلیپین:پسو 30.لهستان:زلوتی
31.پرتغال:اسکودو 32.رومانی:لو
33.سالوادر:کولون 34.جمهوری آفریقای جنوبی:پوند
35.اسپانیا:پسه تا 36.سوئد:کرون
37.سوئیس:فرانک 38.تایلند:بات
39.ترکیه:لیره ترک 40.امارات متحده عربی:پوند
41.دانمارک:کرون 42.السالوادور:کولن
43.اتیوپی:دلار 44.شیلی:پسو
45.کلمبیا:پسو 46.ایران:ریال
47.هنگ کنگ:دلار 48.ایسلند:کرون
49.هند:روپیه 50.بنگلادش:روپیه
51.فنلاند:مارکا 52.فرانسه:فرانک نو
53.یونان:درخما 54.عربستان سعودی:ریال
55.هایتی:گورده 56.اندونزی:روپیه
57.عراق:دینار
[+]
نوشته شده توسط دلــــــــــــه در 8:9
|
|
*گریه نکن
*شیطونی نکن
*دست تو دماغت نکن
*توشلوارت پی پی نکن
*مامانت رو اذیت نکن
*روی دیوار نقاشی نکن
*انگشتت رو تو پریز برق نکن
*دمپایی بابا رو پات نکن
*به خورشید نگاه نکن
*شبها تو جات جیش نکن
*تو کمد مامان فضولی نکن
*با اون پسر بی تربیته بازی نکن
*اسباب بازی ها رو تو دهنت نکن
*زیردامن دختر شمسی خانم رو نگاه نکن
*دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن
*با دودولت هی بازی نکن
++++++++++
دوره دبستان:
*موقع رفتن به مدرسه دیر نکن
*پات رو تو جامیزی نکن
*ورقهای دفترت رو پاره نکن
*مدادت رو تو دهنت نکن
*به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
*تخته پاک کن رو خیس نکن
*حیاط مدرسه رو کثیف نکن
*با دختره شمسی خانم دکتر بازی نکن
*دست تاو کیف بغل دستیت نکن
*تخته سیاه رو خط خطی نکن
*گچ رو پرت نکن
*تو راهرو سروصدا نکن
*تو کلاس پچ پچ نکن
*آتاری بازی نکن
++++++++++
دوره راهنمایی:
*ترقه بازی نکن
*سِگا بازی نکن
*جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن
*موقع برگشتن ازمدرسه دیر نکن
*تو کوچه فوتبال بازی نکن
*با مامانت کل کل نکن
*تو کلاس صحبت نکن
*بعد از ظهرها سروصدا نکن
*با دختر شمسی خانم قایم موشک بازی نکن
*اتاقت رو شلوغ نکن
*روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن
*با بچه های بی ادب رفت و آمد نکن
*جروبحث نکن
++++++++++
دوره دبیرستان:
*با کامپیوتر بازی نکن
*دخترشمسی خانم رو تو چت الاف نکن
*تقلب نکن
*با دوستات موتورسواری نکن
*عصرها دیرنکن
*با بابات دعوا نکن
*تو کلاس معلمتون رو مسخره نکن
*تو خیابون دنبال دخترها نکن
*مردم آزاری نکن
*نصف شبا سروصدا نکن
*چشم چرونی نکن
*با خودت کارهای بد بد نکن
++++++++++
دوره دانشگاه:
*رشته ای رو که دوست داری انتخاب نکن
*24 ساعته چت نکن
*سر کلاس درس غیبت نکن
*با دختر شمسی خانم دل و قلوه رد و بدل نکن
*خیابون ها رو متر نکن
*با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
*خانم بازی نکن
*شبها برای شام دیر نکن
*با مامور پلیس کل کل نکن
*چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
*آستین کوتاه تنت نکن
*همه دودره نکن
*موبایلت رو دایورت نکن
++++++++++
دوره سربازی:
*موهات رو بلند نکن
*روت رو زیاد نکن
*ازاوامر سرپیچی نکن
*از پادگان فرار نکن
*با اسلحه شوخی نکن
*غیبت نکن
*به آینده فکر نکن
*درگیری ایجاد نکن
*به فرمانده بی احترامی نکن
*غیراز خدمت به هیچ چیز دیگه فکر نکن
*اعتراض نکن
*از آشپزخانه دزدی نکن
*دختر شمسی خانم معطل نکن
++++++++++
دوره ی شوهر بودن:
*با زنت شوخی نکن
*زنت رو با دختر شمسی خانم مقایسه نکن
*به زنت خیانت نکن
*به دخترها خودت رو مجرد معرفی نکن
*به زنهای دیگه نگاه بد نکن
*موبایلت رو از زنت قایم نکن
*از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
*پولت رو خرج دوستات نکن
*رفتار دوران مجردیت رو تکرار نکن
*غیراز زندگی مشترک به چیز دیگه ی فکر نکن
*ریسک نکن
*بدون اجازه ی زنت هیچ کاری نکن
++++++++++
دوره پدر بودن:
*بچه رو تنبیه نکن
*به بچه ها بی توجهی نکن
*بچه ات رو با بچه ی دیگه ی مقایسه نکن
*به بچه ات مقابل دوستاش توهین نکن
*بچه رو از بازی منع نکن
*بچه ات رو به کتک زدن بچه شمسی خانم تشویق نکن
*با بچه کل کل نکن
*بچه ات رو محدود نکن
*به مادر بچه بی توجهی نکن
*بچه رو به هیچ چیز مجبور نکن
*آزادی بچه رو محدود نکن
*به حلال زاده بودن بچه شک نکن
*از خواسته های بچه چشم پوشی نکن
++++++++++
دوره پیری:
*برای بچه هات مزاحمت ایجاد نکن
*نوه هات رو لوس نکن
*با پیرزن های دیگه معاشرت نکن
*به خاطراتت با دختر شمسی خانم فکر نکن
*پولت رو خرج نکن
*هوس جوونی نکن
*غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن
*با زنت بی وفایی نکن
*از رفتنت به خانه ی سالمندان احساس حقارت نکن
*لباس شاد تنت نکن
*تو وصیت نامه ات هیچکسی رو فراموش نکن
*از گذشته ات ناله نکن
*به هر کسی رسیدی هی نصیحتش نکن
*به آینده فکر نکن
++++++++++
دوره پس از مرگ:
*حالا دیگه دوره ی نکن تموم شد هر کاری دلت میخواد بکن
*بکن
*بکن
*بکن
*بکن
*بکن
*بکن
*بکن
*بکن
*بکن
*بکن
*ولی با روح دختر شمسی خانم کاری نکن
[+]
نوشته شده توسط دلــــــــــــه در 14:52
|
|
* هدف زندگی یافتن و کشف نمودن استعدادها و توانایی های جسمی و ذهنی تان است.
* مسئولیت زندگی به تکامل رساندن این توانایی هاست.
* معنی زندگی استفاده از این توانایی ها برای خوشبخت نمودن دیگران است.
* بدانید که برای هدف خاصی پا به این دنیا گذاشته اید.
* خودتان را باور کنید.
* از خودتان مایه بگذارید.
* هر گاه به شک و تردید افتادید بیشتر فکر کنید.
* در جستجوی رمز و اسرار زندگی در خواهید یافت که در زندگی رمز و اسراری وجود ندارد.
* با کنجکاوی در زندگی خودتان را خواهید یافت.
* درتلاش برای شناسایی خودتان است که زندگی را هم خواهم شناخت.
* زنده بودن به تنهایی کافی نیست.
* زندگی را باید زنده نمود.
[+]
نوشته شده توسط دلــــــــــــه در 16:46
|
|
1.هرازگاهی در صورت امکان در پایان ساعات اداری به دنبال همسرتان رفته با هم به منزل برگردید.
2.همسرتان را هنگامی که به مطب پزشک می رود،همراهی کنید.
3.ازدخالت های بیجا درکارهای او بپرهیزید.
4.شاه کلید نفوذ به قلبش،محبت است.این کلید را همیشه به همراه داشته باشید.
5.عکسهای دوران کودکی اش را بر روی یخچال نصب کنید.
6.سعی کنید لااقل به خاطر همسرتان،رسم و رسوم خانواده اش را حفظ کنید.این کاربه دوام و پایداری زندگی تان می افزاید.
7.اگر پدر و مادرش پیر و ناتوان شدند،در صورت امکان مراقبت ازآنها را بر عهده بگیرید.
8.بدانید که هیچوقت برای شروع دوباره دیر نسیت.
9.همسرتان به ادامه ی تحصیل تشویق کنید.
10.خوشبختی را بر اساس آنچه در قلبتان است بسنجید،نه بر اساس موجودی حساب بانکی همسرتان.
[+]
نوشته شده توسط دلــــــــــــه در 16:4
|
|